تبليغاتX
آبی تر از آنیم که بیرنگ بمیریم

نازلي مطيعي تهراني

 

نازلی! بهارخنده زد و ارغوان شکفت
در خانه، زیر پنجره گل داد یاس پیر
دست از گمان بدار!
با مرگ نحس پنجه میفکن!
بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار...

***
نازلی سخن نگفت،
سر افراز
دندان خشم بر جگر خسته بست رفت
***

نازلی سخن نگفت
چو خورشید
از تیرگی بر آمد و در خون نشست و رفت
***
نازلی سخن نگفت
نازلی ستاره بود:
یک دم درین ظلام درخشید و جست و رفت
و
رفت...

 

نوشته شده توسط نازلی در چهارشنبه سوم بهمن 1386 ساعت 12:52 | لینک ثابت |
                                  نازلي مطيعي تهراني   

كاش امشب باران ببارد

هنوزم بوي خاك باران خورده مدهوشم مي كند

ميبرد مرا تا انتهاي

...

..

.

رويا

 

نوشته شده توسط نازلی در چهارشنبه سوم بهمن 1386 ساعت 12:40 | لینک ثابت |
 
offshore
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar